تبليغاتX
ترانه سرا

ترانه سرا

ترانه سرایان برای همکاری با ما به شرح وبلاگ مراجعه کنید طنز و کمیک های تنتن طنز دخترا پسرا حتما بخو

پسرا بدونين هر دختريو چه جوري خواستگاري كنيد!

داستان خواستگاري از دخترها

عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال
قضيه رو ميکنه)
عروس لوس: بع..........له...
عروس زيادي مؤدب : با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون، زن
عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ،
قدسي خانوم جون ، ...(اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره
از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن...)
عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ...
عروس خجالتي: اوهوم (قابل توجه بعضيا)
عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين
بزغاله (اشاره به داماد) آره.... وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است))
عروس رشتي : اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم
عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود
کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ،
شيرعلي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش
، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو
پروانه بر سر آتش ...
عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش
اسي
عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين
... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر

منبع:اينجا
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 19:43  توسط سعيد  | 

كارهايي كه پسر ها عمرا نميتونن انجام بدن شتر در خواب بيند...

با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!
ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!
ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!
ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن!!!!!
ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن!!!!!
ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن!!!!!!
ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و ک...شعر نگن!!!!
ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!
ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!
ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!
ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گاء ندن!!!!!!!
ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن!!!!!!
و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن!!!!!!!

منبع:اينجا
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 19:40  توسط سعيد  | 

اگه پسري بر ضد يه دختر حرف زد بدونيد كه...

اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد
ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!!
حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده!
تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
تا حالا هر چي التماس کرده دختراي ناز ايروني که سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفته!!
توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حد کلوخه مجبوره بشينه براي دخترا حرف در بياره
تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تميزي و خوشتيپي خواهرش مدام زدند تو سرش
از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب غريب نميتونه قيافه مثل اژدهاشويه کم شبيه آدما بکنه به دختراي ايروني که با آرايش زيباتر ميشند حسودي مي کنه
مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه
مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش) حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون وقته که يه جاش به شدت ميسوزه

منبع:اينجا
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 19:38  توسط سعيد  | 

تیپ مردی که باید از آن دوری کنید!!!

پسر مامانی
او احتمالا با مادرش زندگی میکند و یا آپارتمانی گرفته که بـه او خـیـلـی نـزدیک باشد تا بتواند برای صرف چای به او سری بزند (البته هر شب).
طــرز لــبـاس پوشیدن را مادر برای او مشخص میکند و عکس او بر تـمام دیوارهای خانه به چشم می خورد. او بـاید نهـار روزهای جمـعه را با مادر خود صرف کند وهمیشه چند بسته غذای آماده در یخچال او هست که دست پخت مادرش می باشد. چرا باید از او دوری کنید: شما هیچ وقت نمی توانید با مادر او کنار بیایید. اگر این مرد عاشق و شیفته شما هم باشد، باز هم همیشه طرف مادرش را می گیرد. چگونه از شر او خلاص شوید: به او بگویید که مادرش را دوست ندارید.
بدن ساز
او مردی است که هرجایی را که پیدا کرده، یکی از عکس های خودش را چسبانده و آپارتمانش را تبدیل به یک باشگاه بدن سازی کرده (هر چند عضو یکی از لوکس ترین باشگاههای شهر هم هست).
او خانه خود را به تمام ابزارها و وسایل سرگرمی مجهز نموده است. چرا باید از او دوری کنید: شما هیچ وقت نمی توانید او را ببینید، زیرا او تمام وقت خود را در باشگاه می گذراند. او مدت زمان بسیاری را نیز در حمام به سر می برد، و همیشه در پی جمع کردن نشان های افتخار است، درست مثل آن یکی که روی بازویش به چشم می خورد. چگونه از شر او خلاص شوید: به او بگویید که به خاطر شما از رفتن به باشگاه صرفنظر کند.
خانم باز
او با شما مثل یک پرنسس برخورد می کند و یک معشوق بی نظیر است. خوش لباس بوده و تنها برای جلب نظر خانم ها به بیرون می رود و در این کار موفق است. (او تقریبا به هر خانمی که می رسد، ارتباط برقرار می کند.)
با این همه خانم که اطراف او را پر می کنند، شاید به خاطر آوردن نام شما هم برایش کمی مشکل است. چرا باید از او دوری کنید: بهانه های او غیرقابل قبول هستند، هیچ گاه نمی توانید با او تماس برقرار کنید زیرا تماس ها و پیغام های تلفنی او بیش از اندازه زیاد هستند. چگونه می توانید از شر او خلاص شوید: به او بگویید "اخلاق من کمی مردانه است.
معتاد به کار
این مرد خیلی جاها می رود ولی آیا شما را نیز به همراه خود می برد؟ او فرد شیکپوشی است، ظاهری زیبا دارد و غذای خود را در بهترین رستورانها میل می کند، اما همیشه کارش نسبت به همه چیز ارجعیت دارد. چرا باید از او دوری کنید: برای دیدن او باید وقت ملا قات بگیرید. شاید شما را به مهمانی های بی نظیری ببرد، اما زمانی که مسئله کاری به میان می آید شما را با غریبه ها تنها می گذارد. چگونه از شر او خلاص شوید: به او بگویید "من می خوام یکسال مرخصی بگیرم و شروع کنم به سفر کردن به نقاط مختلف. آیا تو با من می آیی؟"
مدرس کالج
او احتمالا چند سال از شما بزرگتر است، دنیا دیده بوده و به شما نمره های خوبی میدهد. چرا باید از او دوری کنید: اگر کسی متوجه این ارتباط شود، نه تنها تصور می کند که شما این کار را فقط برای گرفتن نمره های بهتر انجام می دهید، بلکه ممکن است او شغل خود را نیز از دست داده و از سمت استادی بر کنار شود. چگونه از شر او خلاص شوید: به او بگویید که یک فرد ناشناس شما را تهدید کرده و قصد دارد تا گزارش شما را به مدیریت ارجاع دهد. البته در کلیه موارد استثنا هم وجود دارد. مثلا اگر یک "بدن ساز" همان اندازه که به بدن خود توجه می کند به شما نیز اهمیت بدهد، می توانید رابطه خوبی را با هم داشته باشید. (البته تا زمانی که بتوانید از پس خانم هایی که به او چشم داشت دارند، بر بیایید.) اگر خود شما نیز جزء افراد پر کار هستید و به دنبال هیچ گونه تغییر و تحولی در زندگی خود نمی گردید، می توانید با فردی که مشابه خودتان است، ارتباط برقرار کنید.
از این طریق می توانید در کنار هم باشید و توجه بیشتری نسبت به کارتان داشته باشید و زمان بی کاریتان را نیز در کنار هم سپری می کنید. اگر مادر "پسر مامانی" نسبت به شما علاقه پیدا کند و پسرش هم به همان اندازه به شما توجه داشته باشد خوب شاید... بتوانید رابطه خوبی داشته باشید. لازم به ذکر است که این تیپ مردها به هیچ وجه قابل تغییر نمی باشند پس بهتر است زمان و انرژی خود را بیهوده تلف نکنید. بهترین راهی که می تواند شما را از ادامه ارتباط با یک چنین افرادی نجات دهد، صداقت است. به "پسر مامانی" بگویید که بیش از اندازه نسبت به مادر خود توجه میکند. به مردی که همیشه به دنبال خانم ها است، بگویید که شما می خواهید در زندگی خود تنها کسی را داشته باشید که او نیز فقط شما را داشته باشد.
البته آنها به ندرت روش زندگی خود را عوض می کنند، اما با این کار شما حداقل آنها را از دلیل خود برای عدم علاقه به ادامه ارتباط آگاه کرده اید.

منبع:اينجا
+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 16:10  توسط سعيد  | 

مشخصاته يه پسر خوب!

يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشترک گرامی دسترسی شما به اين سايت مقدور نمی باشد".
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره.
يه پسر خوب هميشه چشم به آسفالت از خونه ميره بيرون و چشم به آسفالت هم به خونه برميگرده (البته اگه برگرده).
يه پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوی شده و چشمش را به آسفالت ميدوزد.
يه پسر خوب روزی ۱۰بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسايه که تصادفا دختردم بخت دارند رانميکند.
يه پسر خوب با شنيدن اسم جنيفر لوپز.نيکل کيدمن....و امثالهم استغفرالله جاری ميکنه.
يه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته.
يه پسر خوب تنهايی ميره سينما و برميگرده.
يه پسر خوب تو خيابون بزرگتری که ميبينه سلام ميکنه.
يه پسر خوب عمل خلاف شرعِ وبلاگ نويسی رو مرتکب نميشه.
يه پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نميکند .
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع ۳ متری هيچ خانمی نميشينه.
يه پسر خوب وقت برگشت به خونه ماشينش بوی ادکلن زنونه نميده.
يه پسر خوب که چيپس نمی گيره ببره خونه.
يه پسر خوب هيچ وقت پای تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کی ميای" "کجا""ديرنکنی يا".
يه پسر خوب وقتی مياد خونه قرمزی رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه.
يه پسر خوب تا زمانی که يک خانم محترم کنارش نشسته با سرعت بالای۱۰ کيلومتر در سال حرکت نميکند .
يه پسر خوب زمانی که کسی ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از ۱ به ۴ ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند.
يه پسر خوب زمانی که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آيد.
يه پسر خوب که پرايد سوار ميشود روی زانتيا همسايه با سوئيچ ماشين نقاشی نميکشد .
يه پسر خوب زمانی که تصادف ميکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمي آورد .
يه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به خانه از راهداری و شهرداری خيابانهای شهر را متر نميکند.
يه پسر خوب دکمه های پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم ميکند.
يه پسر خوب ۵ ساعت در حمام آهنگ جوادی يساری نخوانده و برای همسايگان آلودگی صوتی ايجاد نميکند.
يه پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نميبرد .
يه پسر خوب از سن ۱۵ سالگيش از پدرش پول تو جيبی نگرفته و خودش کار ميکند.
يه پسر خوب به جای اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر ۱۰۰۰ سالگی خود باشد.
يه پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايی نکرده وب لاگ نويس شد بر حسب اتفاق از هر ۱۰ کامنت او ۱ عددش متعلق به دختران نيست .(ا ستثناء دارد البته...)
يه پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجای اصغر به او رامتين و نيما و ... بگويند.
يه پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمی را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد.
يه پسر خوب هر روز ساعت ۶ بيدار شده و حد اکثر تا ساعت ۷:۳۰ سه نمونه از انواع رايج نان را تهيه و برای صبحانه به خانه می آورد.
يه پسر خوب اگر ۲ بار مکرراْ برای خريد از خانه بيرون رفته و باز هم با يک ليست ۱ متری مواجه شد غرغر نميکند .
يه پسر خوب سر سفره دست به چيزی نمی زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن می نمايد.
يه پسر خوب تقاضای وسايل نا مربوطی از قبيل موبايل را از خانواده ندارد.
يه پسر خوب اسم شرکت در جشن تولد هايی که مشکوک به وجود جنس مونث هستند را نمی آورد.
يه پسر خوب تا قبل از سن ۵۰ سالگی فکر زن گرفتن را از سر خود بيرون ميکند.
يه پسر خوب تا قبل از ازدواج ۹۹ بار عاشق نشده و هر دفعه ادعای وحدت در عشق نميکند.
يه پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بيرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پليس ۱۱۰ تماس حاصل می کند.
يه پسر خوب برای احيای حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد .
يه پسر خوب موقع رفتن به خواستگاری برای نشان دادن عظمت خانوادگی گذشته از تمامی فاميل های درجه ۱-۲-۳-۴ و الی آخر از آقا مهزيار بقال محترم محله حاج علی قصاب محترم و ما بقی کسبه محل به دليل دارا بودن تجارب بالا دعوت بعمل می آورد.
يه پسر خوب برای بيرون رفتن از خانه ۱ ساعت جلوی آئينه نايستاده و بزک نميکند.
يه پسر خوب بجای سوار شدن به خط واحد پشت سر آن ميدود تا هم بدنش سالم بماند و هم صرفه جويی اقتصادی کرده باشد .
يه پسر خوب تنها جوکهايی را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ۱/ارشاد اسلامی۲/وزارت بهداشت۳/ وزارت مبارزه با تبعيضات استانی و ... باشد.
يه پسر خوب در جشنهای فاميلی جو گير نشده و نميرقصد تا ابروی کل خاندان رابر باد دهد.
يه پسر خوب در مهماني های خانوادگی نوشدنی های غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمی و کتبی پدر محترم استعمال ميکند.
يه پسر خوب تنها برای رضای خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهری و برون شهری هر کجا که دختر خانم يا خانمی را در رده سنی ۱۵ تا ۲۵ سال ديد سوار کرده و به مقصد می رساند.!

منبع:اينجا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 0:19  توسط سعيد  | 

شاخص ترین ویژگی پسرها .

1- چشماشون بیشتر از عقلشون کار میکنه .
2- تا یه دختر میبینن مثل جوجه راه می افتن دنبالش .
3- چشمک جزو تیک عصبیشونه .
4- اصولأ هفته ای یکبار شکست عشقی میخورن .
5- اگه یه روز متلک نگن زبونشون میخ درمیاره .
6- دوستت دارم ، جزو حرفهای روزمرشونه .
7- زبان باز ترین و پاچه خوارترین موجودات روی زمین هستن .
8- میخوان دختره فقط مال خودشون باشه ولی خودشون مال همه ....

منبع:اينجا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 0:12  توسط سعيد  | 

سوتي!

تاحالا شده در شیشهء استون رو با دندون باز کنید ؟ ‏
براتون پیش اومده که تو تاریکی به جای خمیر دندون کرم نرم کننده رو مسواکتون بمالین ؟ ‏
تا حالا شده بخواین یه آدامس رو از پاشنهء کفشتون جدا کنین در حالی که دم در مهمونی هستین و خیلی هم عجله دارین ، از لبهء جوب کمک می گیرین و همون موقع پاشنهء کذایی از جا کنده بشه ؟ ‏
اتفاق افتاده که بخواین شمارهء خونهء دوستی رو بگیرین و از حواس پرتی شمارهء دوست دیگری رو بگیرین که همیشه از بی معرفتی شما می ناله و تهدیدتون کرده که تا زنگ نزنین دیگه بهتون زنگ نمی زنه و سراغ اون یکی رو از این یکی بخواین ؟ پیش اومده که دو نسخه پلات از یک نقشه بگیرین ، در حالی که دو ساعت تو پلاتی نشسته بودین و متوجه شدین که اولی اشتباه پلات گرفته شده . ‏
بعد میاین خونه و نقشه ها رو باز می کنین و در کمال خونسردی نقشهء اشتباه رو پاره می کنید و بعد می فهمید که اونی که پاره کردین نقشهء درست بوده و این یکی که جلوتونه اون عوضی است ؟ اتفاق افتاده که نصف شب برین سر یخچال ، در حالیکه از مهمونی بر می گردین و ترجیح می دین هیچ کس شما رو اون موقع نبینه ، تشنه اید و بطری آب رو یه هوا سر می کشین بعد از مزهء او.آر.اس به خودتون میاین و یادتون میاد که ظهر یک نفر تو خونه گلاب به روتون بوده و مامان براش اینو درست کرده ؟ شده که با اعتماد به نفس تمام برای دوستی راجع به فیلم خوبی حرف بزنید که فلانی توش بازی کرده و داستان فلان بوده و ... ‏
بعد دوستتان با تمسخر بگه که هنر پیشه اش فلانی نبوده بلکه یکی دیگه بوده ؟ شده که تولد دوستتون رو یک هفته بعد بهش تبریک بگین در حالی که فکر می کردین دارین سورپرایزش می کنین و اون هم بعد از روز تولدش با خودش قرار گذاشته که دیگه بعد از چهار سال پیاپی فراموشی شما باهاتون قطع ارتباط کنه ؟براتون اتفاق افتاده که بخواین رویکی از نقاشی های پاستلی که یک ماه روش کار کردین فیکساتیو بزنین و بعد اشتباهی اسپری رنگ سفید رو روش خالی کنید ؟ ‏
تا حالا شده تواینترنت یکی بهتون پی ام بزنه و کلی حال و احوال کنه و شما رو به خوبی بشناسه ، بعد شما تمام مدتی که دارین باهاش چت می کنین مشغول گشتن تو پروفایل طرف و ارکات و اینور و اونورین و ندونین که این دوست کیه ؟ پیش اومده براتون که برای چند تا آدم بلیط کنسرت بگیرین ، همهء بلیط ها دست شما باشه و یک ربع قبل از شروع برنامه باهاشون قرار بذارین و وقتی همه جمع شدن بفهمین که دو سانس پشت سر هم اجرا بوده و شما بلیط سانس قبل رو داشتین در حالی که برای سانس دوم اومدین ؟ شده که سی دی یک پروژه رو به کارفرما تحویل بدین در حالی که یک هفته از موعدش گذشته و بعد که به خونه برسین ببینین سی دی اصلی روی میزتونه و اونی که به کارفرما دادین یک سری عکس خاله خانباجی و تفریحات فامیل و سیزده به در و اینها بوده ؟ ‏
پیش اومده وقتی از یک قرار رمانتیک به خونه بر می گردین و تو آئینه خودتونو نگاه کنین و ببینین که فراموش کردین یکی از چشمهاتونو آرایش کنین و خط چشم و ریمل بکشین در حالی که در تمام طول قرار رمانتیک با خودتون می گفتین که طرف چقدر به چشمهای من نگاه می کنه ؟ تا حالا شده خانم همسایه تون که همیشه از خانمی شما تعریف می کنه و هر جور شده می خواد شوهرتون بده بی هوا بیاد خونه ء شما و شما رو بالای نردبام و دریل به دست ببینه ؟ ‏
پیش اومده که کرایهء تاکسی رو همون اول حساب کرده باشین و بقیهء پول همچنان تو دستتون باشه و وقتی می خواهید پیاده بشین دوباره همون پول رو به راننده بدین و راننده هم که یکی از این پشت مو بلندهای جوونه برگرده و با نیش باز بهتون لبخند بزنه و فکر کنه که دارین بهش نخ می دین ؟

منبع:اينجا
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 23:54  توسط سعيد  |